جمال الدين محمد الخوانساري

80

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

ودر مىگذرد از راه راست ، پس در هر چيز آدمي خود بايد تأمّل وتدبّر كند وبمجرّد اين كه خطاگوئى آن را گفته ، ردّ نكند ، وهمچنين بمجرّد اين كه محققي آنرا گفته اعتقاد صحت آن نكند . 5369 ربّما كان الدواء داء . بسا باشد كه بوده باشد دوا دردى . 5370 ربّما كان الدّاء شفاء . بسا باشد كه بوده باشد درد شفائي ، غرض از اين دو فقره اينست كه مناط همهء أمور مشيت حق خالى است ودر هر باب متوسل باو بايد شد وچنين نيست كه دوا البتة دوا شود بسيار باشد كه مشيت حق تعالى در آن نباشد ودرد گردد ، وبسيار باشد كه دردى بمشيت حق تعالى شفا گردد . 5371 ربّما سألت الشّىء فلم تعطه وأعطيت خيرا منه . بسا باشد كه در خواهى چيزى را ، پس عطا كرده نشوى تو آنرا ، وعطا كرده شوى بهتر از آنرا ، غرض اينست كه بمجرّد اين كه چيزى در خواهى از درگاه حق تعالى وداده نشوى تو آن را ، نوميد مشود ، گاه باشد كه آن از براي اين باشد كه بهتر از آن بتو داده شود . 5372 ربّما شرق شارق بالماء قبل ريّه . بسا باشد كه گلو گرفته شود گلو گرفته شدهء بآب پيش از سيراب شدن أو . مراد بيان نزديكى مرگ است واين كه بسا باشد كه بيك آب خوردن در رسد چنانكه تشنهء آب آشامد وهنوز سيراب نشده آب در گلوى أو ماند وبكشد أو را ، پس هميشه در فكر آن بايد بود وتهيهء آن بايد گرفت وغرض اين نيز تواند بود كه : كسى كه بدولتى